لجاجت
موقعیت
وقتی فزندم تصمیم به انجام کاری می گیرد ( یا انجام ندادن کاری )هیچ کسی نمی تواند او را وادار کند که نظرش را عوض کند . هرچه بیشتر بگویم "بلهتو این کار را انجام می دهی " او با صدای بلند تری میگوید: نه ،من این کار را نمی کنم ."
فکر کنید
گرچه این رفتار او ناراحت کننده است ، اما امیدی برای اینده وجود دارد. شما اسوده خاطر خواهید بود که دخترتان وقتی بزرگ شد، یک موش کوچولوی منفعل و گوش به فرمان دیگران نخواهد بود.برخورد همراه با اعتماد به نفس و مصمم او می تواند مانع از این شود که تحت فشار همسالان در سنین نوجوانی ، تن به تصمیم­هایی اشتباه دهد. همچنین ممکن است در بزرگسالی به موفقیت بزرگی دست یابد .
راه حلها
1-    تا جایی که ممکن است ، به فرزندتان دستور مستقیم ندهید . فرصت انتخاب­هایی مختلف به او بدهید . زیبایی این روش آن است که شما موارد انتخابی را کنترل می کنید، یعنی هر انتخابی که انجام دهد، مورد رضایت شماست. امکان انتخاب، فرزندتان را که تشنه خود گردان بودن است، راضی می­کند . مثلا به او نگویید : " همین الان این اتاق را تمییز کن " زیرا این روش باعث به راه افتنادن بگو مگو خواهد شد. روش بهتر این است که بگویید : " چه کاری را دوست داری اول انجام دهی ؟ لباسهایت را در کمد بگذاری یا تختت را مرتب کنی ؟ " یا " چه موقع دوست داری تمیز کردن اتاق را شروع کنی ؟ قبل از ناهار یا پس از آن ؟ "
2-    اجازه دهید فرزندتان در تصمیم­گیری مشارکت داشته باشد . نظر او را بپرسید تا در مورد تصمیم گیری احساس " مالکیت "کند . مثلا بگوید : " فکر میکنی بهترین راه برای مرتب کردن این لوازم ورزشی چیست ؟"
3-    بچه های لجوج ، اغلب نظر اغراق آمیزی در مورد واژه هایی نظیر : درست، اشتباه، منصفانه و غیرمنصفانه دارند .اگر به نتیجه ای برسند، حس می­کنند باید از آن دفاع کنند . شما هرچه سخت تر سعی کنید که آنها را متقاعد سازید، مخالفتشان قوی تر خواهد شد. راه ساده تر برای جلب همکاری آنها این است که موقعیت آنان را تصدیق کنید و نشان دهید که احساساتشان را درک کرده اید . سپس ، جمله ای را با " اما " بیان کنید : " نظر تو را می فهمم . برایت مشکل است که اتاقت را مرتب کنی ، زیرا آن را به همین صورت دوست داری ، اما این یک قانون خانوادگی است که همه قسمتهای خانه تمیز و مرتب باشد ."
4-    تعدادی قوانین خاص خانوادگی را تعیین کنید. آنها را به صورتی ساده بنویسید و در محلی قابل دید بچسبانید. وقتی مرزها مشخص باشند و فرزندتان دقیقا بداند شما چه توقعی از او دارید ، احتمال کمتری دارد که تصمیم گیری­های روزانه شما را زیر سوال ببرد.
5-    برنامه­ای کاملا منظم برای فعالیت­های روزمره تعیین کنید ، مثلا برای کارهای مربوط به صبح و هنگام خواب، تکالیف مدرسه، کارهای خانه و نظافت . هرچه این برنامه های منظم برای فرزندتان بیشتر به صورت عادت در آید ،کمتر احتمال دارد که با رفتاری سر سختانه روبه رو شوید. مثلا اگر او همیشه بلافاصله پس از شام تکالیفش را انجام دهد دیگر مجبور نیستید که هر روز در مورد شروع تکالیف با او بحث کنید .
6-    دستورالعمل­های واضح و دقیقی به کار ببرید که جای هیچ گونه سوء تفاهمی در آنها نباشد. بعضی بچه ها برای اینکه از حرف شما سرپیچی کنند ، از حرفهای مبهم شما سوء استفاده می کنند . این عبارت را از فرهنگ لغات خود حذف کنید : " چرا تو ... را انجام نمی دهی "خیلی خوب است اگر تو ..." ،فکر نمی کنی وقت آن است که ..." ، " واقعا دوست دارم که تو ..."و عبارت مادر بزرگها : " ...خوب ؟؟؟ " . پس ، به جای گفتن :" فکر نمی کنی وقت آن رسیده که برای رفتن به رختخواب آماده شوی ؟ " جمله­ای واضح و غیر قابل شک و تردید به کار ببرید : " ساعت 20:30 است، لطفا لباس خوابت را بپوش و دندانهایت را مسواک کن ."
تاریخ آخرین بروزرسانی   :  1392-9-23 12:03        برو بالای صفحه نسخه قابل چاپ